ابتدا حشرات در گذشته ای بسیار دور و غیر قابل تصور روی زمین ظاهر شدند. بیش از صد میلیون سال یا بیشتر آنها در آسمانها فرمانروا بودند. آنها پیشگامان آسمانها بودند . فکر کردن در مورد آنها مثل فکر کردن در مورد هواپیماهای ابتدایی در آغاز قرن بیستم است.

سپس در چند صد میلیون سال پیش گونه های جدید بزرگ و ترسناکی به نام پتروسورها یا دایناسورهای پرنده برتری پیدا کردند. این موجودات بزرگ بال های پوستی ای داشتند که در بین یک انگشت دراز شده و پهلوهای جانور قرار داشتند. حدود 150 میلیون سال پیش به گفته بسیاری از دانشمندان وقتی خاصیت آئرودینامیکی با پیدایش موجودات پردار بیشتر شد ، پرنده بوجود آمد.

سپس هواپیماهای دو باله ي سست جای خود را به نمونه های کاملتر داد، مثل بوئینگ 767 ، کنکورد ، بومبر B52 و جنگنده های مخفی . تنوع بسیار وسیعی از پرندگان باستانی آمدند و رفتند و تکامل پیدا کردند تا اکنون که نه هزار گونه مختلف شناسایی شده است.

بسیاری از دانشمندان متقاعد شده اند که پرندگان از دایناسورها تکامل پیدا کرده اند. به نظر می رسد یافته های بیشماری در سال های اخیر از این فرضیه حمایت می کنند که پرندگان از دایناسورهای دونده ي دو پایی به نام تروپودها به وجود آمده اند.

این تئوری با کشف یک فسیل 150 میلیون ساله در آلمان در باتلاقی در سال 1860 ، ارائه شد.

آرکئوپتریکس احتمالا جنجالی ترین موجود قبل از تاریخی است که تا کنون پیدا شده . آن قدیمی ترین فسیل پرنده ي شناخته شده است . بیشتر زیست شناسان آن را به عنوان نشانه ای قطعی برای بوجود آمدن پرندگان از پستانداران قبول کرده اند.

آرکئوپتریکس سه انگشت با چنگال و پاهای بلند و قوی داشته است. به روشنی مشخص است که او مانند پرندگان راه می رفته و فرود می آمده است. سر آن ظاهری شبیه به خزنده ( از نظر اسکلت آرواره) داشت. ستون فقرات آن تا دمی استخوانی کشیده شده بود. ( درست مانند خزندگان) در دو طرف دم استخوانی یکی از خصوصیات قطعی پرندگان کاملا آشکار است: پرها. ولی تمام دانشمندان موافق نیستند که پرندگان از وابسته های دایناسورها هستند. مثلا آلن فداسیا دکترای زیست شناسی دانشگاه کارولینای شمالی به این قضیه مشکوک است.

او مدعی است که آرکئوپتریکس جد تمام پرندگان نبوده است بلکه آن فقط یک نوع از انواع تجربه های روزگارست . او عقیده دارد که یک سیر تکاملی بزرگ از پرندگان قبل از آرکئوپتریکس ادامه داشته و آن پرندگان از خزندگان چهار پای جنگلی مشتق شده اند.

در سال 1996 فداسیا در تحقیقاتش به یک پرنده ي شگفت آور رسید که در 135 میلیون سال پیش یعنی درست بعد از آرکئوپتریکس می زیسته . این پرنده (Lianingornis ) هیچ شباهتی به دایناسورهای پرنده نداشت . این پرنده استخوان سینه ای مشابه با پرنده های امروزی داشت ، همراه با ماهیچه های پروازی سنگین که آن را از پروازهای طولانی باز می داشت.

این پرنده در کنار فسیلهایی از پرندگان باستان پیدا شد که شباهتی به آرکئوپتریکس نداشتند. فداسیا عقیده دارد که آن پرندگان در آن زمان بسیار گسترده بودند و سرزمین های متنوعی را اشغال کرده بودند. او عقیده دارد که بیشتر این پرندگان همزمان با انقراض دایناسورها در 65 میلیون سال پیش مردند.

او می گوید جد تمام پرندگان امروزی دیرتر( یعنی بین 65 تا 53 میلیون سال پیش و مستقل از دایناسورها) به وجود آمدند. این نظریه ي انفجار بزرگ پرندگان است.

فداسیا و دوستان شکاک او باید بر هر گونه تشابه کوچکی بین پرندگان و دایناسورها تاکید کنند، که در واقع مثالی از تکامل همگراست که در آن دو گروه مستقل تکامل پیدا می کنند تا شبیه هم شوند. اگر چه تئوری تبدیل دایناسور به پرنده با کشف دو گونه دایناسور پردار در چین که بین 145 تا 135 میلیون سال قدمت داشتند ، تغییر تکان دهنده ای کرد.

فلیپ جی دیرین شناس موزه ي رویال تیرل در شهر درام هلر می گوید:" این مهم ترین دایناسور کشف شده در این قرن است." با این نمونه ، اعتبار تبدیل دایناسور به پرنده بیشتر خواهد شد. وقتی دانشمندان به کشمکش ها درباره ي اینکه پرندگان از کجا آمده اند ، ادامه بدهند هیچ کس موفقیت آینده ي آنها را در ساکن شدن در روی زمین وسیع انکار نمی کند.

از وقتی که فاجعه باعث پاک کردن دایناسورها از صحنه ي روزگار شد ، ( امروزه باور دارند که یک شهاب با زمین برخورد کرده است) فرماندهی آسمان ها به پرندگان رسید.

برای مدتی ، هنگامی که پستانداران اولیه کاملا کوچک بودند ، پرندگان به طور موثری بر زمین تسلط داشتند . پرندگان وحشت زای بزرگ که توانایی پرواز نداشتند ، به آرامی روی کره زمین حرکت می کردند. احتمالا کرکس ها در آسمان ها گشت می زدند. فاصله بین دو بال یکی از آنها بیشتر از 20 فوت بوده و احتمالا بزرگ ترین پرنده ای بوده که تا  به حال وجود داشته است.

قدرت پرواز به پرندگان نفوذی بیشتر از سایر از موجودات می دهد. آنها می توانند در جستجوی غذا به جاهای دورتر و وسیع تر سفر کنند و در جاهایی زندگی کنند که هیچ موجودی نمی تواند برود.

میلیون ها سال تکامل ، هر گونه پرنده را با کنام کوچک خود سازگار کرده و آن را برای تغذیه کردن ، مهاجرت ، لانه سازی و پرورش جوجه ها در مکانی ویژه و با رفتاری خاص برنامه ریزی کرده است.

در قطب جنوب پنگوئن های امپراطور زندگی می کنند که بهترین سازش را در برابر سرما در مقایسه با دیگر جانوران زمین دارند . پرهای کوتاه این پنگوئن ها از رشته ای نازکی تشکیل شده که هوا را در لایه ای به هم پیوسته در دور بدن به دام می اندازند و افراد بالغ و جوجه ها را قادر می سازد تا در یکی از سردترین مکان های روی زمین ( زمستان در صخره های یخی اقیانوس منجمد جنوبی ) دوام آورند.

قهرمان زندگی در قطب شمال، مرغ نوروزی سفید است . این مرغ نوروزی زیبای سفید جوجه های خود را در شمالی ترین نقطه پرورش می دهد و کاملا با این شرایط سازگار است ، در حالی که گونه های دیگر در این شرایط می میرند. او در تمام طول سال در این جا زندگی می کنند حتی در زمستان تاریک کاکایی سربرهنه در یکی از متروک ترین جاهای روز زمین تولید مثل می کند: در ارتفاعات فلات تبت در قلب قاره ي پهناور آسیا . به همان اندازه دور افتاده ، ولی نه خیلی گرم ، مناظر وسیع و خشک صحرای آتاکاما در آمریکای جنوبی است که هیچ گیاهی به چشم نمی خورد . در این مکان ، گرمای خورشید گاهی درجه حرارت شن ها را تا 50 درجه سانتی گراد بالا می آورد. در این صحرای وحشتناک مرغ های نوروزی خاکستری بدون دردسر با شکارچی ها زندگی می کنند . ولی آنها برای پیدا کردن غذا مجبورند صدها مایل پرواز کنند. انواع بسیاری از پرندگان را می توان مثال زد که در این جاهای استثنایی زندگی می کنند.

پرنده ي روغنی در سیاهی مطلق غارهای ونزوئلا زندگی می کند . مرغ مگس خوار قرمز در ارتفاعات 9000 پایی و در دمایی که تا یخ زدن پایین می رود ، زندگی و تولید مثل می کند. او لانه خود را با بهترین کیفیت عایق می کند: شبکه ای از گلسنگ و تار عنکبوت .( به بهترین نحو ممکن)

سهره ي طلایی ، یکی از زیباترین پرندگان جهان ، برای غذا خوردن احتیاج به آتش دارد. او فقط از دانه ي یک نوع گیاه با برگ های نیزه ای تغذیه می کند. این گیاه در زیر گیاه بزرگتری می روید و فقط پس از آتش ( که به صورت تصادفی یا توسط انسان شروع می شود) آشکار می شود و پرنده می تواند به دانه دست پیدا کند.

پرنده دیگری که می تواند در مکانی ابتدایی زندگی کند ، مرغ باران تمنیک در آفریقاست . او برای لانه سازی ، علفزار را که با آتش ویران شده است، جستجو می کند. هنوز فواید زیادی در این منطقه ممنوعه یافت می شود.

 

نویسنده: Gareth Huw davies

ترجمه سپند ریاحی